1912) باكتري‌هاي ويژه‌ٴ آن را كشف كرد. از سده‌ٴ دهم تا نوزدهم توصيف‌هاي باليني آن تدريجاً كامل‌تر شد؛ درمان موفقيت‌آميز آن تنها از زمان ما آغاز شد!
مي‌توان گفت نخستين توصيف با ارزش از زمان آرتايوس (دوم ـ 2) به بعد به اهتمام پزشكان‌ عربي انجام گرفت‌. نخستين كسي كه به‌نشانه‌ٴ مشخص آن توجه كرد ـ سوزن‌ْ سوزن شدن تمام‌ بدن و عدم حساسيت نسبي ـ ابوالقاسم زهراوي (دهم ـ 2) بود، گرچه مترجمان كتابش ظاهراً ارزش نشانه‌شناسي آن را در نيافتند. ولي‌، آن بيماري كه از توصيف ابوالقاسم و توصيف‌هاي‌ لاتيني‌، مثلاً گيلبرت انگليسي (سيزدهم ـ 1) برمي‌آيد، احتمالاً در بسياري موارد شبيه يكي از شكل‌هاي جذام امروزي است ــ كه در سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم در سراسر اروپا رواج داشت‌. امكان دارد انتشار آن ناشي از جنگ‌هاي صليبي و مهاجرت‌هاي وسيع بعد از آن بوده باشد. در هر مورد خانه‌هاي ويژه‌اي در سراسر اروپا، از جمله ايسلند، براي جدا كردن جذاميان ايجاد شد.1 اين خانه‌ها را بيمارخانه يا جذام‌خانه‌،2 و غيره مي‌ناميدند. گزارش كامل آنها غيرممكن است‌، چون علاوه بر هزاران جذام‌خانه‌اي كه دقيقاً مي‌توان محلشان را معلوم ساخت‌، بايستي بسياري‌ خانه‌هاي كوچك و غيررسمي روستايي فاقد بايگاني بوده باشد، كه بدون باقي گذاشتن هيچ‌ ردي ناپديد شده‌اند؛ ما از وجود آنها به‌علت اشارات ضمني و مطالب گزارش‌شده و غير آن‌ آگاهي داريم‌. به‌علاوه‌، جذاميان طبقه‌ٴ بالا اغلب با اجازه‌نامه‌ٴ ويژه يا بدون آن در خانه‌ٴ خودشان‌ منزوي مي‌شدند. جذام‌خانه‌ها هميشه در بيرون از شهرها ايجاد مي‌شدند، زيرا هدف از آنها درمان بيماري نبود، بلكه هدف جداكردنشان از بقيه‌ٴ جامعه بود.
پس‌از سده‌ٴ سيزدهم تعداد مبتلايان به‌اين مرض به‌سرعت رو به كاهش نهاد و پس‌از چند قرن‌ جذاميان‌، جز در چند نقطه از اروپا ناپديد شدند. درست است كه بسياري از جذام‌خانه‌ها باقي‌ ماند، بخشي بدان سبب كه آنها وقف بودند و بخشي ديگر به سبب آن‌كه مي‌شد براي بيماران‌ ديگر مورد بهره‌برداري قرار گيرند. مثلاً جذام‌خانه‌ٴ ترتسايكن (در نزديكي آنتورپ‌) كه در حدود 1231 تأسيس شده بود، به مدت شش قرن به‌كار خود ادامه داد.3
براندازي جذام از اروپاي باختري بيش از همه مديون پيش‌گيري بود كه در همه جا با شدت‌ بسيار و با پيگيري بي‌سابقه‌اي اجرا مي‌شد؛ هم‌چنين مديون بهبود كلي بهداشت عمومي و خصوصي و بالا رفتن سطح زندگي از قبيل خانه‌ٴ بهتر، پوشيدن زيرپوش‌، ملافه و غيره بود. با اين‌ همه‌، موضوع تا حدي در پرده‌ٴ اسرار مي‌ماند. جزر و مد يك بيماري همه‌گير را هرگز نمي‌توان‌


1 .احتمال دارد ايجاد گرمابه‌ها به‌شكل شرقي (نك مقدمه 2، 1483) براثر ترس از جذام و بيماري‌هاي پوستي ديگر خيلي تسريع شده باشد. ولي اين گرمابه‌ها به انتشار همين بيماري‌ها كمك كردند.
maladreries, Lazaretti, leper or lazar houses,Gutleuthauser, etc .2
Van Schevensteen 1930 .3